غديردرآئينه كتاب

به ترتيب حروف الفبايى
( ن )


248 نسيم غدير (فارسى , چاپى )
حسين اثنى عشرى (تهرانى ) .
چاپ ديگر: مؤلف , مشهد, سال 1408ق , 1366ش .
رقعى , 46ص .
اين كتاب شامل احاديثى دربارهء غدير همراه با ترجمهء فارسى آنها است .

249 نظرة الى الغدير (عربى , چاپى )
على اصغر بن محمد مروج (مروج الشريعة كرمانى , خراسانى ).
كتاب تلخيص <الغدير>علامهء امينى است كه در آن از واقعهء غدير و تواتر آن و سپس استفادهء از حديث و همچنين اشعار عربى در مورد غدير شامل هزار و چهار صد بيت به مناسبت هزار و چهار صدمين سال واقعهء غدير, و در آخرفهارس ابحاث كتاب الغدير است .

نكات قابل توجه :
1 مؤلف دو كتاب ديگر در غدير دارد: 1 <غدير روز كمال دين>فارسى 2 <فى رحاب الغدير>عربى .
2 احتمال مى رود اين كتاب (نظرة الى الغدير) و كتاب <غدير روز كمال دين>تقريباً يكى باشند الااينكه اين عربى وآن فارسى است . براى توضيح بيشتر به كتاب <فى رحاب الغدير>مراجعه شود.

250 نفحات الازهار فى خلاصة عبقات الانوار, ج 6ـ9(عربى , چاپى )
تلخيص و ترجمه : سيد على بن نورالدين ميلانى (حسينى , تبريزى ).
مؤسسة البعثة, تهران , 1404ـ 1405 .
چاپ ديگر: دارالكتاب الاسلامى , بيروت .
وزيرى , ج 6 463ص , ج 7437ص , ج 8 418ص , ج 9 426ص .
چاپ ديگر: ناشر: مؤلف , قم , سال 1414ق .
];ك ك وزيرى , ج 6 426ص , ج 7 427ص , ج 8؟ ص , ج 9؟ ص .
كتاب جلد ششم تا نهم از كتاب <نفحات الازهار>كه خلاصهء <عبقات الانوار...>است و اين مجلدات مربوط به حديث غدير, و از جلد اول تا پنجم و نيز جلد دهم در احاديث ديگر است .
در اين كتاب به ترتيب كتاب عبقات پيش رفته و تمام مطالب آن كتاب عظيم را تلخيص و سپس ترجمهء به عربى نموده است . همراه با تحقيقات ديگر و پاورقى هايى كه اكثراً مراجعه و آدرس دهى به مصادر است .
بنابراين كل كتاب به دو بخش سند حديث غدير و دلالت آن تقسيم مى گردد.
در اينجا ـ چنانچه در كتاب عبقات نيز گذشت ـ براى رعايت عموم خوانندگان و تخصصى بودن كتاب فقط به باين چكيده اى از آن كه بيانگر تمام محتواى آن نيز هست اكتفا مى كنيم :
6
در ابتداى اين قسمت مقدمه اى در پنجاه صفحه به عنوان مدخل مطرح شده , و سپس به چند موضوع دربارهء غديرپرداخته است :
الف ـ مؤلفين دربارهء حديث غدير كه از كتاب ابن عقده و طبرى و حسكانى و سجستانى و ذهبى , و عده اى ديگر ازعلماى نام مى برد.
ب ـ تواتر حديث غدير .
ج ـ بحث و بررسى كلام رازى دربارهء حديث غدير كه ضمن آن دربارهء عدم نقل حديث غدير توسط بخارى و مسلم و واقدى و ابن اسحاق و جاحظ و ابن ابى داود و ابن ابى حاتم بحث شده است . سپس درباره اينكه قريش و انصارموالى هستند و اينكه در حجة الوداع اميرالمؤمنين (ع ) حضور نداشته و جواب منكرين تواتر حديث غدير بيان شده است .
7
در اين جلد صد و شصت و دو نفر از راويان حديث غدير كه ذكر شده است , و مؤلف كتاب به عنوان ملحقات صدو هشتاد و نه نفر ديگر را ذكر كرده است .
8
اين جلد مربوط به دلالت حديث غدير و معناى كلمهء <مولى>است . ابتدا چهل و سه نفر از كسانى كه مولى را به معناى اولى قبول كرده اند ذكر شده و سپس اعترافاتى از علماى كلامى دربارهء معناى اولى براى مولى آمده و در نهايت ];ّّاعتراف خود ابوبكر و عمر دربارهء معناى مولى ذكر شده است . سپس حديث غدير بالفظ <من كنت أولى به من نفسه ...>آمده است و بعد از آن به معانى مولى پرداخته و هفت معنى براى آن ذكر كرده و در ضمن آن به احاديثى بالفظ <من كنت وليه فعلى وليه>اشاره شده است در اينجا بحثى دربارهء كلام ابوزيد در معناى مولى مطرح شده و سپس بحث يگردر رد نقض دربارهء لزوم استعمال كلمهء <مولى منك>بجاى <أولى منك>در ادبيان عرب ذكر شده است . سپس درباره ءكلام ابوعبيده دربارهء معناى مولى بحث شده است . در بخش بعدى وجوه دلالت حديث غدير بر امامت اميرالمؤمنين (ع ) مطرح شده است . و ضمن آن آيه تبليغ , آيهء اكمال دين , شعر حسان , شعر اميرالمؤمنين (ع ), شعر قيس بن سعد,آية سأل سائل را آورده است .
9
در اين جلد مناشدهء اميرالمؤمنين (ع ) با چهل و چهار راوى , انكار ابوالطفيل نسبت به حديث غدير, كلام پيامبر(ص ) <ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم>, حديث غديردر <المستدرك على الصحيحين>, يگانگى سياق حديث غديرو حديثى كه بخارى آورده , حديث غدير با لفظ <ان علياً بعدى مولاه>كلام ابن حجر مكى مستند به فهم شيخين حديث مسلم : <لايقل العبد لسيده مولاى فان مولاكم الله>, كلام حضرت فاطمه (ع ): <أنسيتم قول رسول الله يوم غديرخم>, حديث غدير به لفظ: <من وليكم ؟... من كان الله وليه فهذا وليه>, حديث غدير با لفظى كه از ميان وجوه مطلوب است استدلال به كلام ابن حجر مكى در حديث غدير, شروع حديث به جملهء <ان الله مولاى و انا مولى المؤمنين وأولى بهم من أنفسهم .>قول ابى ايوب و عده اى : <السلام عليك يا مولانا>با استناد به حديث غدير, به عمر گفته شد:رفتارى كه با على (ع ) دارى با هيچيك از صحابه ندارى ؟ گفت : او مولاى من است , كلام عمر به كسيكه از قضاوت اميرالمؤمنين (ع ) سر پيچى نمود: و الى بر تو مى دانى او كيست ؟ او مولاى من است , تهنيت در روز غدير <بخ بخ لك ياعلى>كلام پيامبر (ص ) <من كنت ملاه فعلى مولاه أوحى الى فى على و انه أميرالمؤمنين و سيد المسلمين و قائد الغرالمحجلين>, خطبهء غدير چنانچه در توضيح دلائل آمده , كلمات پيامبر (ص ) در روز غدير <لكن على بن أبى طالب أنزل الله منى بمزلتى منه>, <هذا وليى و المودى عنى>, <من كان الله و أنا مولاه فهذا على مولاه يأمركم و ينهاكم>,<من كنت وليه فعلى وليه و من كنت امامه فعلى امام , اعتراف مشاهير علماى عامه به مفاد حديث غدير, ادعاى اينكه سبب ايراد خطبهء پيامبر (ص ) وقوع بعضى از آنها نسبت به اميرالمؤمنين (ع ) بوده است و قرينه قرار دادن اين را براى اراده ءمحبت , ابطال حمل امامت بر امامت تصوف با ده وجه .>

نكات قابل توجه :
];ّّ1 مجلدات حديث غدير از عبقات توسط حاج شيخ عباس قمى نيز به فارسى خلاصه و با نام <فيض القدير فيمايتعلق بحدث الغدير>است .
كتاب ديگرى به نام <تعريب عبقات الانوار>از سيد هاشم عاملى به چاپ رسيده است كه تلخيص و ترجمهء عربى مجلدات غدير از عبقاب است .
2 اين كتاب ابتدا با نام <خلاصة عبقات الانوار>و نيز با نام <عبقات الانوار>به چاپ رسيده است .
3 براى توضيحات بيشتر به كتاب <عبقات الانوار...>مراجعه شود.

251 النهج السوى فى معنى المولى و الولى (عربى , چاپى )
محسن على بن حسن جان بلتستانى (پاكستانى , منتو كوى ) .
چاپ : مطبعة الاداب , نجف , 1389 , 1968م .
وزيرى , 136ص .
اين كتاب دربارهء حديث غدير و معنى كلمهء <مولى>به طور مفصل و تحقيقى و نيز تفسير آيهء <انما ولكم الله ...>است , و بيشتر بحث در كلمهء <مولى>است كه در بخشهاى مختلف ليكم تحقيقى كامل نموده و به ممعانى و اشكالات و جواب از آنها و بقيهء جوانب اين كلمه پرداخته و كتاب جامع و علمى و كم نظير در اين باره است .
كتاب پس از اهداء مقدمه اى در تواتر حديث غدير دارد و سپس شروع به ابحاث كلمهء <مولى>نموده كه به اين شرح است :
الف ـ معنى مختلف <مولى>در لغت , كه ده معنى شمرده است : 1 <مولى>به معنى اولى است شامل : 1 نصوص أعلام بر اين مطلب : فريق اول : كسانى كه در تفسير آيه هاى قرآن آورده اند كه پنج مورد شمرده فريق دوم : كسانى كه تصريح به معناى اولى براى اين كلمه به طور مطلق نموده اند, فريق سوم : كسانى كه معناى اولى را در بعضى از اشعارعرب گفته اند.
2 اشكال فخر رازى بر معنى اولى : كه دو اشكال نقل نموده و جواب مى دهد.
3 معانى ديگر كه ممكن است از <مولى>استفاده شود: 1 متصرف در امور 2 متولى امور كه اول : كلمات اهل لغت در اين معنى براى <مولى>را نقل مى كند كه هفت قول است , و دوم : قرائنى كه اين معنى را ثابت مى كند, كه بيست قرينه را به طور مفصل و فنى بيان مى نمايد.
];ّّب ـ معنى كلمهء <مولى>در احاديث كه ده حديث مى شمارد. و سپس نظريات هفت نفر از بزرگان عامه در مفاد وفهم از حديث را بيان نموده است .
بعد از آن آيه : ولايت <انما وليكم الله ...>را مطرح نموده و سپس مصادر نزول آن دربارهء اميرالمؤمنين (ع ) واجتهادهاى عامه در اين باره و در مقابل نص آيهء را آورده كه چهار نظريه از عامه نقل و يك به يك جواب داده است .
سپس مفاد آيهء را بيان نموده و اشكال در آن را مطرح و جواب مى دهد, و نيز مناشدهء اميرالمؤمنين (ع ) به اين آيهء راآورده است .
در آخر فهرست مطالب و مصادر تدوين شده است .

نكات قابل توجه :
1 مصادر كتاب در حديث , تفسير و غيره و به خصوص لغت تقريباً همه از كتابهاى عامه و صدو شصت و يك كتاب هستند .
2 در ابتداى كتاب تقريظ علامهء حاج آقا بزرگ تهرانى كه در اواخر عمر بارى كتاب نوشته و آنرا با الفاظى بالا ستوده آورده شده است .

252 نهج الولاية (شرح خطبهء غديريهء مولا اميرالمؤمنين (ع )) (فارسى , چاپى )
سيد كاظم ارفع .
تربيت , تهران , چاپ اول , سال 1374ش .
رقعى , 178ص .
اين كتاب خطبه اى را كه اميرالمؤمنين (ع ) در زمان خلافت خود در روز عيد غدير ايراد فرموده شرح كرده است .