پس از پايان ترجمه و عرضه آن به مسؤولين محترم بنياد پژوهشهاى اسلامى،مصلحت ديدند كه نامه‏اى به حضور مؤلف دانشمند كتاب،نوشته شود،مبنى بر معرفى بنياد،و تاليف و ترجمه كتب مختلف،از جمله اين كتاب،و تقاضاى ارسال ساير تاليفات و آخرين عكس و بيوگرافى و پيشنهادها و نظرات خود،كه عينا متن درخواست و پاسخى كه مؤلف محترم مرحمت فرموده‏اند و همچنين تصوير معظم له جهت اطلاع خوانندگان عزيز درج مى‏گردد.

ترجمه نامه‏اى كه بنياد پژوهشها به محضر مؤلف محترم كتاب امير المؤمنين ارسال داشته است:

امريكا-ايالت ميشيگان شهر-ديترويت

باسمه تعالى

استاد معظم،علامه حجة الاسلام جناب آقاى شيخ محمد جواد شرى دامت افاضاته.

سلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

با اهداى بهترين تحيات و شايسته‏ترين احترامات،به طورى كه استحضار دارند هدف عمده انقلاب اسلامى ايران،اعلاى كلمه توحيد و اعتلاى اسلام و نشر معارف قرآن و اهل البيت (ع) و نيز قطع ايادى شرق و غرب از حريم اسلام و مسلمين است،و تاكنون،اين ملت فداكار،در اين راه از هيچ گونه ايثار و از جان گذشتگى دريغ نورزيده و از ابتداى پيروزى انقلاب،مبارزات پيگير و بى‏امان خود را در تمام ابعاد،به منظور تامين اهداف مقدس خود گسترش داده است، از جمله با همه گرفتاريهاى جنگ تحميلى،محققان و دانشمندان در بعد فرهنگى-اسلامى،با جديت تمام مشغول تاليف و ترجمه كتب به زبانهاى مختلف مى‏باشند.

به پيروى از اين اهداف مقدس الهى،آستان قدس رضوى در صدد برآمد كه در جوار آستان مقدس ابا الحسن على بن موسى الرضا عليه آلاف التحية،مركزى به نام:«بنياد پژوهشهاى اسلامى‏»كه در آن ده‏ها پژوهشگر مشغول كارند،تاسيس،و در رشته‏هاى مختلف،كتبى را كه از منابع سرشار علوم و معارف اسلامى سرچشمه مى‏گيرد،تاليف و ترجمه كند.

از جمله كتابهايى كه تاكنون به فارسى برگردانده شده است،كتاب‏«امير المؤمنين (ع) »از تاليفات گرانبهاى جناب عالى است كه توسط يكى از پژوهشگران اين بنياد به نام استاد آقاى محمد رضا عطائى ترجمه شده،و مشغول آخرين باز نگرى و آماده كردن آن براى چاپ و نشر است،تا هر چه زودتر در اختيار جامعه اسلامى قرار گيرد.

تقاضا داريم،ضمن ارسال ساير تاليفات،آخرين عكس و بيوگرافى خود،از نظرات و پيشنهادهاى مفيدتان بهره‏مند فرماييد.با آرزوى پيروزى اسلام و مسلمين.و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

بنياد پژوهشهاى اسلامى

ترجمه نامه مؤلف محترم كه به همراه يك قطعه عكس و بيوگرافى معظم له،در پاسخ نامه بنياد ارسال فرموده‏اند:

بسم الله الرحمن الرحيم

6 رمضان سال 1406 هجرى.

اساتيد دانشمند اعضاى بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى،حفظهم-الله. مشهد-ايران.السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

نامه ارزشمند شما مبنى بر اين كه ترجمه كتاب امير المؤمنين (ع) به زبان فارسى،پايان گرفته است‏به دستم رسيد،و جدا خبر مسرت بخشى بود.

البته بسيار مايه خوشحالى من است كه محتواى اين كتاب به دست جامعه مسلمان ايرانيى مى‏رسد كه با ايمان و قهرمانى‏هاى خود،تاريخ اسلامى جديدى را در عصر ما نگاشته است كه در طول تاريخ كمتر نظير دارد.به راستى كه من از اين اقدام شما سپاسگزارم،و مايلم نظرتان را به مطالب زير جلب نمايم:

1-اميدوارم در چاپ كتاب،اندازه حروف و برجستگى آن از نسخه عربى كمتر نباشد.

2-كاغذ مورد استفاده در چاپ كتاب از نوع كاغذ سفيدى باشد كه در نسخه عربى آن بكار رفته است زيرا كه برجستگى حروف و زيبايى كاغذ بر جاذبه كتاب مى‏افزايد.

3-البته در چاپ اول و دوم متن عربى غلطهاى زيادى پيش آمده است كه اميدوارم نظير آنها در ترجمه فارسى پيش نيايد.

درود من به علامه استاد محمد رضا عطائى،پاداش و اجر ايشان با خداى بزرگ!قبولى روزه و عيدى مبارك براى شما آرزومندم كه پيروزى از جانب خدا و فتحى نزديك در پى داشته باشد! بر همه شما درود مى‏فرستم،و از شما به هنگام تشرف به آستانه آقا و مولايم امام رضا (ع) التماس دعا دارم،و از خداوند كه بهترين مرجع درخواست است مسالت دارم كه عمر رهبر امت اسلامى را طولانى گرداند و به او قدرت پايان بخشيدن بر حكومت طاغوتهاى جهان اسلامى را مرحمت نمايد!

محمد جواد شرى رئيس مركز اسلامى در آمريكا

ترجمه بيوگرافى مؤلف محترم كه توسط معاون ايشان (آقاى شيخ حسن حامد حبحاب) تهيه و ضميمه نامه ايشان ارسال شده بود.

بسم الله الرحمن الرحيم

ششم رمضان سال 1406 هجرى

حضور اساتيد دانشمند بنياد پژوهشهاى اسلامى مشهد.ايران السلام عليكم و رحمة الله و بركاته‏اما بعد،شما اطلاعاتى از زندگانى مؤلف كتاب امير المؤمنين (ع) خواسته بوديد،البته قسمتى از خواسته خود را مى‏توانيد از مقدمه كتاب استفاده كنيد،و من مى‏خواهم مطالب زيرا را بر آنها اضافه كنم:

الف-مؤلف،مقدمات را در لبنان تحصيل كرده،و بعد به نجف اشرف مهاجرت فرمود،و در آنجا به فرا گرفتن فقه و اصول فقه پرداخته است.نزد بسيارى از دانشمندان مشهور،از جمله:آقايان شيخ ابو الحسن مشكينى،شيخ ضياء الدين عراقى و آية الله سيد ابو الحسن اصفهانى شاگردى كرده است.فلسفه اسلامى را از علامه شيخ محمد تقى آملى و علامه سيد حسن بجنوردى آموخته است.در فقه و اصول كتابهاى زير را پيش از رسيدن به سن بيست و نج‏سالگى به رشته تحرير در آورده كه نسبت‏به چاپ آنها اقدامى نشده است:

1-الرياض فى علم اصول الفقه

2-كتاب الطهارة

3-كتاب الصوم

4-كتاب الصلوة

5-كتاب الوصايا

ب-نويسنده كتاب،نخستين دانشمند از پيروان خاندان عصمت (ع) است كه باب دعوت اسلامى را در ايالات متحده امريكا گشوده،و پرچم اهل بيت (ع) را در آن سرزمين برافراشته است.

و همو نخستين كسى است كه مجالس سالار شهيدان و پيشواى آزادگان،ابا عبد الله،حسين بن على (ع) را در امريكا بپا داشته است.و او نخستين فرد از عالمان دينى پيرو اهل بيت (ع) است كه توانسته با مردم امريكا به زبان خودشان سخن بگويد،و براستى كه نوشته‏هاى وى به زبان انگليسى اثر زيادى در گسترش دين اسلام در اين بخش از جهان داشته است.زيرا كه (INQUIRIES ABOUT ISLAM) تجليل نموده و آن را به دقت امريكائيها از كتاب مى‏خوانند،و گروهى از ايشان پس از مطالعه اين كتاب،مشرف به دين اسلام شدند،چون دليل قانع كننده نسبت‏به درستى تعليمات اسلامى را در آنجا يافتند.

ج-وى كتاب‏«امير المؤمنين (ع) »خود را در دو مجلد بالغ بر 700 صفحه،به نام‏«برادر پيامبر محمد (ص) »به زبان انگليسى ترجمه كرده است،بوسيله اين كتاب جمع كثيرى از امريكائيها با تاريخ زندگى امام على (ع) آشنا شدند.

د-نويسنده كتاب،موارد زياد و موضعگيريهاى دفاعى از اسلام در برابر مسؤولين امريكايى دارد،از جمله،موضعگيرى دليرانه او در كاخ سفيد-روزى كه جيمى كارتر،همزمان با در بند بودن گروگانها در جمهورى اسلامى،رهبران اسلامى در ايالات متحده را احضار كرد-قابل ذكر است.در آن روز نويسنده نخستين كسى بود كه سخن آغاز كرد،وى خطاب به رئيس جمهور امريكا،جيمى كارتر،بيانات زير را ايراد نمود:

آقاى رئيس جمهور،امروز براى آزادسازى گروگانهايى كه از صد نفر تجاوز نمى‏كنند،سر و صداها بلند شده است،در حالى كه آنها در صحت كامل بسر مى‏برند،ولى اين صداهاى رسا چرا براى آزادى[يك ملت]بلند نشد،جاى بسى تاسف است!روزى كه ايرانيها بالغ بر سى و شش ميليون نفر بودند،در روزگار شاه،همه گروگان بودند،زندانى مى‏شدند،شكنجه مى‏شدند و به قتل مى‏رسيدند!

البته ما اطلاع پيدا كرديم كه شما به ايران رفته‏ايد و از حقوق بشر سخن گفته‏ايد،ولى تو خود مى‏دانى كه زمان اين سخنان گذشته بود!

براستى كه اگر همه جنايتكاران را در رديف قرار دهيم،هر آينه هيتلر در سلسله مراتب جنايات به پاى شاه نمى‏رسد زيرا كه هيتلر مردمى را كشت كه از ملت و هموطنان خود نبود، اما شاه هموطنان خود را در حالى كشت كه ضرورت داشت،سلطنت‏شاه وسيله‏اى براى پاسدارى از ملت ايران و آزادى و شخصيت آن باشد.

اما در زمينه دزديهايى كه شاه مرتكب آنها شد،براستى كه من در هيچ كتاب تاريخى نخوانده‏ام كه يك نفر از اموال ملت‏خود بيست ميليارد دلار دزديده باشد،و ليكن اين مبلغ كمترين رقمى است كه روزنامه‏هاى دنيا نسبت‏به دزديهاى شاه،اعلام كرده‏اند.

واقعا ايرانيها از عدالت جهان نااميد شدند (همواره روى سخنش با كارتر بوده است.) اين بود كه اقدام كردند و هزاران قربانى بهاى آزادى از حكومت‏شاه را پرداختند.و چون اين بهاى گران را پرداخته‏اند،لذا حساسيت فراوانى نسبت‏به هر نغمه‏اى كه در مورد بازگشت‏شاه به حكومت‏باشد،دارند.وقتى كه آنها شنيدند شاه وارد بيمارستانى در شهر نيويورك شده است، بياد روزى افتادند كه در سال 1952 شاه از ايران به ايتاليا طرد شد و دوباره با پشتيبانى امريكا به سلطنت‏برگشت.آقاى رئيس،بنابراين اگر آنها تا مرحله جنون هم رسيده باشند جاى سرزنش ندارد.آنها سزاوار خشم تو نيستند بلكه شايسته محبتند.اما امام خمينى او فردى است‏بسيار مقدس و از اولياى خدا،البته براى رئيس جمهور جاى تعجب است كه من اين سخن را در كاخ سفيد مى‏گويم،و ليكن من آنچه گفتم،عقيده من است،مردى كه سى و شش ميليون انسان را از زير ستم شاه آزادى مى‏كند،به طور قطع بايد از صديقين و از جمله اولياى مقرب خدا باشد.

و در پايان سخن معظم له به رئيس جمهور امريكا دو مطلب زير را پيشنهاد كرد:

1-بايد امريكا در اسرع وقت ممكن شاه را از سرزمين خود بيرون كند.

2-هيچگونه اقدام نظامى بر عليه جمهورى اسلامى روا نيست،و هر عملى از اين نوع در جان و فكر مسلمانان اثر سوئى خواهد گذاشت كه تا نسلهاى آينده باقى خواهد ماند.

و در پايان سخن ايشان خطاب به رئيس جمهور،ديگر مسلمانان حاضر نيز به موضعگيرى و پيشنهادهاى ايشان پيوستند.

در خاتمه شما را به خدا مى‏سپارم و از لطف‏تان متشكرم.با تقدير و احترام‏معاون رئيس مركز اسلامى در آمريكا - شيخ حسن حامد حبحاب

امضاء